حسين قلى خان نظام السلطنه مافى
637
خاطرات و اسناد حسين قلى خان نظام السلطنه مافي ( فارسى )
از طريق گيلان مىروند وينه ، پسر خودشان و مرحوم امين الملك را ملاقات كرده ، از راه اسلامبول به مصر بروند تا موسم حج در مصر و بيت المقدس و شام باشند . بيست روز قبل از وقت ، به مدينهء طيبه مشرف شده ، از آنجا محرم شوند . استدعاى مرخصى مخبر السلطنه را هم به جهت همراهى كردند ، مقبول افتاد . ميرزا احمد خان پسر دومشان را هم همراه مىبرند ؛ ميرزا عبد الله خان مىماند . روز پنجشنبه بيست و چهار ، شاه از نياوران به سرخه حصار تشريف بردند ؛ تا 13 رجب آنجا تشريف دارند . روز چهارشنبه ، تمام رجال را احضار فرموده بودند . بنده و عضد الملك و حاجى آصف دير رسيديم . بعد از مراجعت وزرا و شهزادگان از حضور و الا ، نواب عين الدوله و سپهسالار و مشير الدوله و مشير السلطنه در اطاق امير بهادر بودند ؛ آنجا رفتم ، عرض كردند ، احضار شديم . رفتيم بالاخانهء بزرگ نياوران ، زياده از حد اظهار مرحمت فرمودند . شرح مبسوطى در باب اتابك فرمايش شد كه ، بدون دلتنگى و بروز تقصير ، او را مختار در استعفا و تعهد اصلاح امور كرديم . خودش اظهار خستگى از كار و عجز از انجام امور كرد و به اصرار استعفا داد ؛ باز نوكر محترم ماست . ديگر مواعظ و خطابههاى مفصل از مطمئنى خودشان و قدر نوكر دانستن فرمودند . مرخص شديم ، هر سم آمديم منزل امير بهادر ناهار « 99 » خورديم ، مراجعت نموديم . سردار اكرم در منزل امير بهادر بود . بعد از آمدن من ، او هم با حاجى آصف آمدند به تجريش منزل من ، تا عصر بودند . امروز كه جمعه بيست و ششم است ، بعد از ظهر حضرت و الا عين الدوله و سپهسالار و مشير الدوله و مشير السلطنه براى ترتيب كارها و دواير دولتى ، مىروند سرخه حصار . تا چه شود و چه كنند . حضرت اشرف روز يكشنبه مىآيد شهر كه روز دوم حركت كند . من هم چون از ابتدا گفته بودم ، به متابعت شما آمدهام شميران ، ناچار فردا كه شنبه است مىروم و يكشنبه مىآيم . تمام مردم از سفراء و علماء و وزراء در حال مأيوسند كه آمد و شد و مراجعه بكنند و به همان ترتيب صدارت مىآيند و مىروند . چند فقره كار است كه قطعا خواهد شد . تغيير وزير دفتر و تعيين وزير داخله ، تغيير وزير رسائل و وزير بقايا و تغيير عدليه و تعيين وزير دربار . ولى معلوم نيست به چه اشخاص داده مىشود . گرچه قيمت شمشير شما را حواله نمىدادند ، روز پنجشنبه بيست و چهار محرمانه فرستادم اندرون ، نوشتم ، اگر براى خودتان مصرف دارد ، تقديم سر راهى سالار ، و اگر به كار خودتان نمىخورد ، به عنوان كرايهء منزل شميران بنده حساب بفرمائيد . حوالهء گمرك فرموده و فرستاده بودند ؛ امروز دادم اجلال نظام ، برد بدهد معز السلطان براى شما حوالهء گمرك بوشهر بگيرد . تلگراف تفنگ و فشنگ را گرفتم دادم اجلال نظام . فقرهء حقوق نوكر را هم برد خدمت سپهسالار كه حكم صادر كند . اين دو سه روزه ، ايام فترت است ؛ براى روز سهشنبه آنچه بايد بشود ، مىشود و مىنويسم .
--> ( 99 ) - در اصل نهار .